قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
415
تاريخ الفي ( فارسى )
شرط متحقّق نشده . بهخلاف آنكه در يك شهر باشند كه آنجا به مجرّد عقد ، خواه ظاهرا مرد به آن زن رسيده باشد يا نه ، فرزند ملحق به اوست ؛ چرا كه موجب فراش ، كه عقد صحيح با امكان وطى است ، متحقّق شده . و امّا نزد شيعه اثنى عشريه فراش متحقّق نمىشود مگر به وطى محقّق بعد از عقد صحيح شرعى . اين بود تحقيق حديث . بازآمديم به سخن آن پير تاجر . بعد از آن گفت كه : چون عمر معاويه به آخر رسيد پسر فاسق خود را وليعهد گردانيد و او را در ريختن خونهاى اهل بيت رسول دلير ساخت . و عقبه بن ابى معيط ، « 1 » كه مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، نسب او را از قريش نفى كرد ، شما او را به خود پذيرفتيد و از اقرباى خويش زن به او داديد ، حال آنكه او جهودى بود احمق از اهل صفوريّه « 2 » و امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ، كرّم اللّه وجهه ، به دست خود او را گردن بزد و جان او را به دوزخ فرستاد و عار آن در شما بماند كه اينچنين شخصى ستوده و بزرگى پسنديده ! را به خويشتن خوانديد و پسر او ، وليد پليد ، كه دايم الخمر بود و به نصّ قرآن از جهنميان است از شماست ، و حكم بن العاص « 3 » كه مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، بعد از آنكه بر او لعن كرد فرمود كه او را با پسرش مروان از مدينهء [ 56 الف ] طيّبه بيرون كردند از شماست . و عبد الملك بن مروان كه احاديث نبوى را متبدّل گردانيده و اشرار و فجار را بر مسلمانان مسلّط ساخته از شماست و فاضلترين نايبان او حجّاج بود كه ظلم و فسق او از آنچه تصوّر كنيم روشنتر است . و پسران عبد الملك ، سليمان و وليد و هشام و يزيد ، جبّارانى بودند كه در احكام شريعت طعنها كردند و از جملهء كافران و زنديقاناند كه منجنيق بر خانهء خداى نهادند و سنگ و پليدى در كعبه انداختند و عترت مصطفى را ، صلّى اللّه عليه و آله ، بكشتند نيز از شما بودند . و يكى از زنان شما هند ملعونه است كه شوهر را از راه بگردانيد و به كفر و ضلالت خواند و وحشى را به خود تمكين داد و زرينهء خويشتن به دو بخشيد تا او حمزهء سيّد الشهدا را بكشت و جگر او را به دست هند داد تا بخورد . و شجرهء ملعونه كه در قرآن است به اتّفاق علما بىهيچ منكرى بنى اميّهاند . و چون پير تاجر از اين كلمات فارغ شد آخر اين بيت بگفت و برفت : مضمون بيت آنكه :
--> ( 1 ) . هرسه نسخه : عتبة بن ابى معيط . وى يكى از سرسختترين دشمنان رسول اللّه ( ص ) بود . او بود كه زنبيلى از كثافات بر در خانهء حضرت ريخت . در روز بدر اسير شد و حضرت فرمود او را بكشند . علّت مخالفت عقبه با حضرت رسول از روى نادانى و احساسات بوده است نه به لحاظ مسائل سياسى ، شايد هم علّت دينى داشته است ؛ زيرا او را از زنادقه ( - مانويان ) شمردهاند ؛ - المنمّق ، ص 448 ، به نقل سيرهء رسول اللّه ، ج 1 ، ص 135 . ( 2 ) . م : صفّين . ( 3 ) . حكم تا روز فتح مكّه ايمان نياورد و در آن روز بناچار اسلام آورد و ظاهرا اسلام او چندان صحيح نبود . و مىگويند « كان مغموصا عليه فى دينه » يعنى : دين او معيوب و ناقص بود ؛ - پيشين ، ص 134 .